روابط سینمایی ایران و ترکیه یکی از فصلهای کمتر شناختهشده تاریخ سینمای خاورمیانه است. این همکاریها از اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی تا اواسط دهه ۱۳۵۰، مجموعهای از تولیدات مشترک، مبادله بازیگران و اقتباسهای سینمایی میان دو کشور شکل گرفت که تأثیر قابل توجهی بر سینمای تجاری...
استانبول؛ دورانی که سگها صاحبان واقعی شهر بودند! اگر امروز در خیابانهای استانبول سگهای آزاد میبینید، شاید تصور کنید این پدیده مربوط به دوران معاصر است. اما یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای شهر، دستکم پانصد سال قدمت دارد.سفرنامه «اوژیه گیزلن دو بوسبک» (Ogier...
پس از انتشار نسخه IOS اپلیکیشن دایره ترکیه، اکنون، نسخه اندروید آن برای کسبوکارهای ایرانی در ترکیه، در دسترس است. لازم به یادآوری است که استفاده اپلیکیشن دایره ترکیه برای کاربران کاملاُ رایگان و بدون هزینه است. کسبوکار شما باید دیده شود! فرصت استثنایی سهروزه برای...
سفرنامهها: دریچه دیدن گذشتهاهمیت سفرنامهها در شناخت استانبول، فراتر از ثبت وقایع تاریخی است. این نوشتهها نه فقط تصویر شهر، بلکه تصویر ذهنی غربیان از شرق را نیز نشان میدهند. بهگونهای که برخی پژوهشگران، فتح قسطنطنیه توسط عثمانی را آغازِ خاورشناسی میدانند؛ چراکه...
همراه روزمره ایرانیان د ر ترکیه (نسخه اندروید + نسخه آی.اُ.اس.) بدون اپلیکیشن «دایره ترکیه» دسترسی شما به کسبوکارهای فارسیزبان در ترکیه پراکنده و پرزحمت خواهد بود. ایده «دایره ترکیه» فقط یک اپلیکیشن نیست، بلکه مرجع ارتباط ایرانیان با کسبوکارهای ایرانی در ترکیه...
مهاجران سنتی: تناقض رفتاری یا انتخاب هوشمندانه؟
جولای 31, 2026
چندگانگی هویتی در دیاسپورای مذهبی: مسلمان ماندن؛ آمریکایی شدن
شاید این پرسش به ذهن شما هم آمده باشد که چرا برخی از مهاجران، به نقاطی از دنیا مهاجرت میکنند که از نظر فرهنگی، هیچ همخوانی با ارزشهای آنان ندارد؟ چرا به کشورهایی نمیروند که از پیشرفت و رفاه قابل قبولی هم برخوردارند، درعینحال، هنجارها و ارزشهایشان همسان و هماهنگ است؟ تناقضِ ظاهری رفتار مهاجران، فرصتی عالی برای کندوکاو در لایههای پنهانِ مهاجرت ایجاد میکند. پرسش این است که: آیا این پدیده که برخی از مهاجران، با افکار و ایدئولوژی خاص، نقاطی را به عنوان مقصد مهاجرت انتخاب میکنند که آن جامعه هیچ سازگاری با سبک زندگی دلخواه آن ندارد، نوعی«تناقض رفتاری» است یا «انتخابِ هوشمندانه در جهان نابرابر»؟
مهاجرتِ یک خانواده شدیداً سنتی- مذهبی به شهری مدرن و سرشار از پدیدهای زندگی آزاد، بهمعنای خرید «خدمات زیستجهانی» است؛ نه خرید «هویت غربی»! با پذیرش گزاره بالا، بیاد بگوییم این رفتار نشانه این است آنها به دنبال:
آب و هوای پاکیزه؛ امنیت قضایی شفاف؛ آموزش بهتر برای فرزندان؛ دسترسی به درمان پیشرفته؛ آرامش روانی ناشی از نبود فقر نسبی؛ هستند، نه پذیرش ارزشهای لیبرالی آن جامعه! بهعبارتی، آنان میان «مصرف کالاهای عمومی» (دریا، بیمارستان، مدرسه) و «مصرفِ هنجارهای فرهنگی» تفکیک قائل میشوند. روسری و چادر، برایشان یک «نشان وفاداری به گروه مرجع خودی» است، درحالیکه مهاجرت، یک «تصمیم خردمندانه اقتصادی-زیستی» است. داوری و ارزشیابی درباره درستی یا نادرستی چنین نگرشی، بسیار دشوار و پیچیده است و نیازمند بررسیهای عمیق بینرشتهای.
چرا به کشورهای همسبک و برخوردار از ارزشهای فرهنگی مشترک نمیروند؟
کشورهای همسبکِ مذهبی، اغلب نه دریا دارند، نه آزادی نسبی اقتصادی، نه ثبات سیاسی و نه خدماتِ رفاهیِ مدرن. مهاجرت به دبی، استانبول، کوالالامپور یا لندن، انتخابی بین «محدودیت دینی» و «محدودیت اقتصادی» نیست؛ بلکه انتخاب «حداکثر رفاه با حداقل تغییر هویتی» است (پندارشان چنین است). آنها میخواهند در شهری زندگی کنند که هم مسجد دارد، هم اینترنت پرسرعت، هم ساحل تمیز، هم بانکداری بدون ربا.
در این فرض، این تناقض نیست؛ «زیست فراملی» است. این گروه، نمونهای از «طبقهٔ متوسط جدید مذهبی» هستند که درآمدِشان از مرزهایِ ملی عبور کرده (کسبوکار آنلاین، سرمایه ملکی، حقوق بازنشستگی خارجی) اما فرهنگشان همچنان به روایت سنتی خانوادگی وابسته است. آنان تفکیک میان تمدن و اخلاق را باور دارند و بر این باورند که غرب در علم، فناوری، اقتصاد و مدیریت موفق است؛ اما در اخلاق، خانواده یا معنویت دچار مشکل است. یعنی در ذهن آنان این دو حوزه از هم جدا هستند. شما ممکن است با این تفکیک موافق نباشید، اما برای آنها کاملاً واقعی است.
سویهی روانشناختیِ مهاجرت: «همانماندن در عین تغییر مکان»
نگاهی به یک پرسش: اگر ارزشهایِ آنجا را بد میدانند، چرا از رفاهش استفاده میکنند؟ بسیاری از این افراد، مهاجرت را نه بهمثابه «تغییر خود»، بلکه بهمثابه «بهبود صحنه نمایش زندگی» میبینند. آنها به دنبال فرار از قضاوت همسایگانِ قدیمی در وطن، کسبِ احترام مضاعف در میان اقوام (بهخاطر زندگی در خارج)، و تجربه ناشناسبودن نسبی در شهری شلوغ و جهانشهر هستند؛ بیآنکه نیازی به کنارگذاشتن رفتار مذهبی خود داشته باشند؛ یعنی «تنفس در فضای مدرنیته با حفظ نشانههای سنت».
آنچه را تناقض مینامیم، درواقع گفتوگویِ بیصدای انسانِ معاصر، با دو نیاز اساسی است: نیاز به ریشههایِ هویتی و نیاز به زیستن در مکانی برخوردار از امکانات مدرن.
باید «نظامِ ارزشیِ شهر» از «زیرساختهای زیستی شهر، تفکیک کرد. شهر مدرنِ غربی (یا غربیشده) یک «بسته» نیست؛ بلکه از لایههای جداشدنی تشکیل شده است. لایه اول، آب، برق، بیمارستان، مدرسه، حملونقل، اینترنت، امنیتِ قضایی؛ و لایه دوم: سینما، کلوپهای شبانه، مدِ پوشش، روابط آزاد جنسی، فردگرایی افراطی. مهاجرِ مذهبی میگوید: «من لایه اول را میخواهم، بدونِ نیاز به لایه دوم. او از شهر، «خدمات زندگی کردن» را میخواهد نه «سبک زندگی» را. درست مثل کسی که از یک رستورانِ ایتالیایی فقط «نان و پنیر» سفارش میدهد، نه شرابش را. مشتری حق دارد بخشی از منوی آن را نپسندد و نخورد. «رفاه» در جهانِ امروز، یک کالایِ عمومیِ بیهویت شده است. بیمارستان مدرن، دیگر «مسیحی» یا «سکولار» نیست؛ فقط «کارآمد» است. مهاجر، رفاه را مانند «اینترنت» میبیند: اینترنت نه غربی است، نه شرقی؛ یک ابزار است
سبکِ زندگیِ منسجم افسانهای بیش نیست
انتخاب بر اساس منافع است، نه انسجام فکری؛ و همه انسانها کاملاً منسجم نیستند. سیاری از افراد در زندگی روزمره ترکیبی از باورهای ناسازگار دارند. کسی ممکن است از سرمایهداری انتقاد کند و همزمان سهام بخرد. ممکن است از فرهنگ غرب انتقاد کند و فرزندش را در مدرسه غربی ثبتنام کند. ازاینرو، گاهی پاسخ ساده این است که انسانها همیشه کاملاً سازگار و یکدست نیستند. افراد معمولاً به دنبال «بسته کامل فرهنگی» مهاجرت نمیکنند. بخش بزرگی از مهاجران به دنبال امنیت، رفاه اقتصادی، آموزش بهتر، خدمات درمانی، ثبات سیاسی یا آینده فرزندان هستند، نه لزوماً سبک زندگی اکثریت جامعه مقصد.
از نگاه آنها ممکن است چنین استدلالی وجود داشته باشد؛ بگوید: من نظام حقوقی، امنیت و اقتصاد این کشور را دوست دارم، اما لازم نیست ارزشهای فرهنگی یا سبک پوشش آن را بپذیرم.
در ذهن آنان تناقضی وجود ندارد، چون رفاه و فرهنگ را دو مقوله جداگانه میبینند.در شهرهای جهانیِ امروز (لندن، دبی، استانبول، کوالالامپور)، هیچ سبکِ منسجمی وجود ندارد؛ بلکه پازلی از میلیونها سبکِ مجزا است. یعنی چنین بگوییم که در همان ساحلی که زنان برهنه شنا میکنند، نمازخانه ساحلی هم هست. در همان خیابانی که بارهایِ همجنسگرایان است، مسجد و کلیسا هم هست. پس در چنین حالتی، مهاجرِ مذهبی، در واقع با «همان شهرِ تکصداییِ سنتیِ خودش» خداحافظی کرده، اما به «شهرِ هزارآواییِ مدرن» سلام کرده است. یک مهاجر مذهبی دنبال امنیت و آموزش است نه جهانبینی فلسفی. امنیت و آموزش ارزشهای غربی نیستند، نیازهای انسانی هستد. اما آیا در درازمدت، مرزبندی ایدئولوژیک، نمیتواند «تفاوت» را به «جدایی پایدار» تبدیل کند؟
از امنیت جغرافیایی تا ناامنی معرفتی
اگر ارزشهای مذهبی مانند رعایت پوششِ تمامعیار برای «حفظ نگاه» و «پاکدامنی» و «اجتناب از تحریک» است، پس چرا این مهاجران در محیطی حاضر میشوند که شرایط آلوده شدن به گناه در آنها فراهم است؟ این پرسش، یک تناقضِ منطقیِ و تناقض در سطح رفتارِ ملموس است. هنگامیکه کسی به کشوری میرود که مثلاً برهنگی در آن عادی است و اعتراضی هم نمیکند، عملاً با این هنجار کنار آمده، حتی اگر بگوید «من قبول ندارم». همین «کنارآمدن» برای یک مؤمن واقعی، مسئلهساز است، چون سکوت در برابرِ منکر، خود نوعی مشارکت منفی است. پس یا باید آن محیط را ترک کند، یا قبول کند که دچار نوعی «سازش اخلاقی» شده است.
در زندگیِ واقعی، رفاه در بسترِ ارزشها معنا مییابد. شهرِ مدرن را «بیهویت» نیست، هرکدام از جنبههای آن از آموزش و تفریح تا قواعد زیستس آن، نشانگر هویت خاص آن است. ظهور کلونیها در جوامع مدرن، شاید در پاسخ به همین نیاز به نپذیرفتن تغییر هویت جدید باشد.
همه تفاوتهای فرهنگی اثر یکسان ندارند. مثلاً اینکه یک مهاجر ایتالیایی، یونانی یا کرهای غذای متفاوتی بخورد یا جشنهای خاص خود را داشته باشد، معمولاً ساختار روابط اجتماعی را به چالش نمیکشد. اما اگر مجموعهای از باورهای مذهبی یا ایدئولوژیک وجود داشته باشد که به طور مستقیم بر روابط روزمره اثر بگذارد—مثلاً دست ندادن با جنس مخالف، عدم حضور در برخی مراسم، تفکیک جنسیتی، محدودیت در معاشرتها یا نگاه منفی به برخی ارزشهای جامعه میزبان—آنگاه مسئله صرفاً «تنوع» نیست، بلکه به مرزبندی اجتماعی تبدیل میشود.
روابط سینمایی ایران و ترکیه یکی از فصلهای کمتر شناختهشده تاریخ سینمای خاورمیانه است. این همکاریها از اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی تا اواسط دهه ۱۳۵۰، مجموعهای از تولیدات مشترک، مبادله بازیگران و اقتباسهای سینمایی میان دو کشور شکل گرفت که تأثیر قابل توجهی بر سینمای تجاری...
استانبول؛ دورانی که سگها صاحبان واقعی شهر بودند! اگر امروز در خیابانهای استانبول سگهای آزاد میبینید، شاید تصور کنید این پدیده مربوط به دوران معاصر است. اما یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای شهر، دستکم پانصد سال قدمت دارد.سفرنامه «اوژیه گیزلن دو بوسبک» (Ogier...
پس از انتشار نسخه IOS اپلیکیشن دایره ترکیه، اکنون، نسخه اندروید آن برای کسبوکارهای ایرانی در ترکیه، در دسترس است. لازم به یادآوری است که استفاده اپلیکیشن دایره ترکیه برای کاربران کاملاُ رایگان و بدون هزینه است. کسبوکار شما باید دیده شود! فرصت استثنایی سهروزه برای...
سفرنامهها: دریچه دیدن گذشتهاهمیت سفرنامهها در شناخت استانبول، فراتر از ثبت وقایع تاریخی است. این نوشتهها نه فقط تصویر شهر، بلکه تصویر ذهنی غربیان از شرق را نیز نشان میدهند. بهگونهای که برخی پژوهشگران، فتح قسطنطنیه توسط عثمانی را آغازِ خاورشناسی میدانند؛ چراکه...
همراه روزمره ایرانیان د ر ترکیه (نسخه اندروید + نسخه آی.اُ.اس.) بدون اپلیکیشن «دایره ترکیه» دسترسی شما به کسبوکارهای فارسیزبان در ترکیه پراکنده و پرزحمت خواهد بود. ایده «دایره ترکیه» فقط یک اپلیکیشن نیست، بلکه مرجع ارتباط ایرانیان با کسبوکارهای ایرانی در ترکیه...